چند شعر کوتاه
شعر
چند شعر کوتاه...
زمین غروب کرد
وسایه ام بر دوراهی کشید
سایه دست تکان داد
اوبه راهی... تن به راهی... و "من"...!؟
.
.
.
حوض لاجوردی خمیازه کشید
فواره مهتاب راباهنداوانه ها همسایه کرد
ساعتی دیگر کودک گاز میزند ماه را
تف می کند ستاره ها را
.
.
.
ظهر
دار زدند خورشید را
دو قواره کسوف بیاورید
...فردا مجلس ترحیم ،در معبد تاریکی...
.
.
.
تکتیراندازروی گلوله نوشت:
"صلـــــــــــــــح"
یک ثانیه بعد...
قلبی از صلح لبریز شد...!
.
.
.
غداره هابه تنم بوسه می زنند
دارها به صورتم لبخند
حرفی نیست
نمی دانند
"من"متولد سی و دوم ماه شوکرانم
در سال تیغ...
.
.
.
(1)...IN GOD WE TRUST
...وضو میگیرم
برای شمارش یک مشت دلار
تکه ی خداونداست
خداونداست
خداوند
خدا
خود...
.
.
.
پ.ن:(1)عبارت فوق بر روی هر قطعه اسکناس خزانه ی عمو سام(دلار) نقش بسته است و معنیش اینست:"ما زیر سایه ی خداوند هستیم"!
.... با سپاس از دوستانم آقایان:علیرضا سمیعی،حامد شکوری و فرشید
جوانبخش برای ویرایش مطالب بالا و...و ورقهای خط خطی "من"...
فرزند پایــــــــــیــــز...زاده ی مهـــــــــــــــرگــــان...و "ایـــــن مــــــــــــــــــــــــــــــــــرد شــــــــــــــاعر نیـــــــــست..."