کلماتی رو به آسمان 2
کلماتی رو به آسمان
الهی:در مشارق و مغارب جلوه گری،و از سرادقات عرش باخبری،از چشمها نهانی و در دل بندگان عیانی،نه مظروف ظرف مکان و زمانی،نه محاط به محیطی،و نه تابعی از امکانی.در ماکان و مایکون واجبی،و به هر معلول علتی.(کل واحدی) برجمله(اجزاء)،وقادر به تغییر تقدیری،حتی خلاف جمع آراء.موثری که تأثیر نپذیرد،و ذاتی که نقصان نگیرد.ستاری ومحمودی و رازق،عامر هستی و آمر،ممدوح هستی و باسط.، مشرف به همه احوالی وصاحب ماضی و مستقبل و حالی.دست گیر که در مانده ایم و نقش قضا بر لوح محفوظ ناخوانده ایم،برآنچه گذشت ناتوانیم وبر آنچه آید ناآگاه،دست بسته ی شاید و اما واگر،و پای وامانده در باید و حتی و مگر.نه واقف حال واحوالیم ونه دلخوش قال ومقالیم.تنها به لطف تو امیدواریم؛حتی ذره نیستیم؛که هیچیم ونیستیم،خردتر از لفظ(هیچ)که کتابت شود...

فرزند پایــــــــــیــــز...زاده ی مهـــــــــــــــرگــــان...و "ایـــــن مــــــــــــــــــــــــــــــــــرد شــــــــــــــاعر نیـــــــــست..."