تبارنامه
تبار نامه ام مي رسد به پلي در اصفهان
به جنگجويي از پارس
به برجي در همدان
پوست نوشته اي در سمرقند
يا سربداري از سبزوار
خانه ام گليست
و دستهام شاخه هايي كه آسمان را گرفته به دعا
من جمله اي بريده بريده ام در دهان عاشقي كه باز مانده
پياله بياريد كه نوشانوش اين درد را به رستگاري بكشم
مستي را به سجاده بكشم
و دو ركعت پنجره نذر ديوارها كنم
شجره نامه ام درد مي كند
انگار نيمه شبي به قمار رفته
و عرياني صبح را باخته
صبح را
آينه را
نور را
...
به تاريخ برمي گردم
به اوراق پر هياهو
تبارنامه ام را از پلي در اصفهان جستجو كنم
و نام پدرانم را در صلب جنگجويي از پارس
#مجيد_اسكندري
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۹ ساعت 3:20 توسط مجید میرزااسکندری
|
فرزند پایــــــــــیــــز...زاده ی مهـــــــــــــــرگــــان...و "ایـــــن مــــــــــــــــــــــــــــــــــرد شــــــــــــــاعر نیـــــــــست..."