اندر نماز حاج جبار

چکیده از نی...
اندر نماز حاج جبار
معامله با خالق بر سجاده منافقانه
تکبیره الأحرام می گوید،و در دلش با کثرت اصنام خفی مشعوف
است...بسم الله برلبش اما ابلیس در قلبش...الحمدلله...اما به هر غیر که
انتفاعی دارد سر خم باید کرد. الرحمن الرحیم...وخنده های شیطان هم
نوازشگر است!مالک یوم الدین،و در این اندیشه است:ملک محساب
خداهم با رشوه خریدنیست!ایاک نعبد...اما خزانه ی زرهم سجده
کردنیست،استعانت ازخناس هم بلامانع است.اهدنا الصراط المستقیم... یا
بیراهه،فرقی نمیکند،به شرطی که به لقمه ی چربی برسد.صراط
الذین..رهنمون باش به راهی که در آن به نعمتهای شداد و نمرود و فرعون
وکنیم،نیک یابد،بر ما خشم نگیر و جزانده،حتی اگربه گمراهی رویم
..برلبش(قل هوالله احد)میرود،بردلش اعتقاد به(الدرهم رب الاولین)موج
می زند،و در ذهن سکه می شمارد...رکوعش پیش چشم خلق عاشقانه
است و سجودش عارفانه،در رکوع بیع وشرع میکند،در سجود رتق و
فتق...به سلام آخرنماز که میرسد قصری خریده وخانه ای فروخته،و تار و
پود حریر سود خود را بافته،و به حساب وکتاب خزانه و حجره
رسیده...نمازش که تمام شدبه روی کنده زانو نشسته،لبش بازوبسته می
شود،چانه اش چون نشخوار بز اخفش می جنبد...درانتظارنشسته تا چند
حوری از بهشت برات قبول این نماز خالصانه را!درطبقی ازسندس ودیبا به
او پیشکش کنند وبگویندش:تقبل الله حاج جبار!!!



فرزند پایــــــــــیــــز...زاده ی مهـــــــــــــــرگــــان...و "ایـــــن مــــــــــــــــــــــــــــــــــرد شــــــــــــــاعر نیـــــــــست..."